داستان کوتاه «اطلاعات لطفاً» نوشته جک کنفیلد
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۴۰۱ مرداد ۹, یکشنبه ساعت ۶:۳۶

ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.آن موقع من ۹-۸ ساله بودم، یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود. من قدم به تلفن نمیرسید،اما همیشه وقتی مادرم با تلفن...

