چه حیف

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۲۱, دوشنبه ساعت ۷:۱۰۰ رأیبدون امتیاز
چه حیف

باد میوزید . پنجره پایین بود . نگاهی با بغض چه حیف میگفت حس عجیبی است . منتظر شنیدنی بگو که هر سال بیشتر عاشقم میشی . چرا یکدفعه پیر شدم . آنقدر رفت و آمد روحم را دیدم جسمم خسته شد . فریاد در تنهایی...

باد میوزید . پنجره پایین بود . نگاهی با بغض چه حیف میگفت
حس عجیبی است . منتظر شنیدنی بگو که هر سال بیشتر عاشقم میشی . چرا یکدفعه پیر شدم .
آنقدر رفت و آمد روحم را دیدم جسمم خسته شد .
فریاد در تنهایی بلندترین فریاد روی زمین است در حالیکه
کسی دیگر با دیدن حلقه در دستانت آه میکشد و میگوید چه حیف شد.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...