جگرم را

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۲۳, چهارشنبه ساعت ۸:۵۰۰ رأیبدون امتیاز
جگرم را

جگرم را غم شیدایی سوخت سحرم را شب تنهایی سوخت آنکه یک عمر تماشایم کرد رفت و تصویر تماشایی سوخت گفتمش بی تو چه خوش خاطره را گفت این خاطره رویایی سوخت تا دگر بار طلب کردم می گفت این باده مینایی...


جگرم را غم شیدایی سوخت
سحرم را شب تنهایی سوخت
آنکه یک عمر تماشایم کرد
رفت و تصویر تماشایی سوخت
گفتمش بی تو چه خوش خاطره را
گفت این خاطره رویایی سوخت
تا دگر بار طلب کردم می
گفت این باده مینایی سوخت
کوس رسوایی من را دیدی
خاطرم را غم رسوایی سوخت
تا پریدم به هوایش گفتند
دیدی آخر دل هر جایی سوخت

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...